از کجا آمدی نمی دانم.

از کجا آمدی نمی دانم.
کجا جا خوش کردی را می دانم اما.
در دلی نشسته ای که دیرزمانی
در را بسته بود
بر هر نو مهمانی
که دیگر نه نغمه ای تازه سر می کند
نه دریچه ای می گشاید به
خیابان های باران زده در رویا هایم.
لبخند نوازشگرت از میان مه و غبار پیداست
ای خوش نشین ِدل بی سرنشین من.
#عاشقانه
دیدگاه ها (۱۰)

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

بعضی خاطرهها را نمیشود فقط شنید.

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

اول از همه بریم سراغ معرفی شخصیت‌های اصلی این داستان جذاب: م...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۶

پارت چهارم: بازگشت به نقطه‌ی صفرپله‌های مارپیچ و سنگی برج سا...

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

صدای محکم بسته شدن در ماشینی از پایین رشته فکراش رو پاره پار...

از کجا آمدی نمی‌دانم.کجا جا خوش کردی را می‌دانم اما.در دلی ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط