{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از کجا آمدی نمی دانم.

از کجا آمدی نمی دانم.
کجا جا خوش کردی را می دانم اما.
در دلی نشسته ای که دیرزمانی
در را بسته بود
بر هر نو مهمانی
که دیگر نه نغمه ای تازه سر می کند
نه دریچه ای می گشاید به
خیابان های باران زده در رویا هایم.
لبخند نوازشگرت از میان مه و غبار پیداست
ای خوش نشین ِدل بی سرنشین من.
#عاشقانه
دیدگاه ها (۱۰)

دنیـا بہ غِیـر خَنده های‌ توحَـرفی واسِہ گفتـن نـداره .. #عا...

توے "ذهݩـــم" یڪ "دنیا"واسټ "حرف" دارم ...

#تــــونهایی ترین حسِ خواستنِ مَنیبا تو به بی نهایت میرسم .....

"یکی بود یکی نبود"مال قدیماست !الان همه باشن تــــ❤️ــــو نب...

📖 وارثان سکوت🕯️ فصل اول: آن‌که برایم می‌نوشتقسمت اولباران آر...

{عملیات غیرممکن}𝑃𝑎𝑟𝑡 2بعد کمی قدم زدن حالا جلوی در خونه بود....

زندگی آن دو پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط