{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو ایستگاه اتوبوس بودم کنار یک دختر بهش گفتم: ببخشید خانم

تو ایستگاه اتوبوس بودم کنار یک دختر بهش گفتم: ببخشید خانم گفت: درد و ببخشید، زهر مار و ببخشید، آدم نباید از دست شما پسرا آرامش داشته باشه؟ منم هیچی نگفتم، وقتی بلند شد با مغز اومد تو زمین قسم می خورم میخواستم بهش بگم: بند کفشت بازه...!!!
دیدگاه ها (۵)

مورد داشتیم:دختره رفته لوازم آرایشی گفته لاك میخوام...,,فروش...

خداوند میفرماید که:من به هر بنده ام را به قدری دوس دارم آنچن...

ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺍﺭﻭﺧﺎﻧﻪ ﺑﻘﻴﻪ ﭘﻮﻟﻤﻮ ﭼﺴﺐ ﺯﺧﻢ ﺩﺍد!ﻣﻨﻢ ﺑﺎ ﻣﺸﺖ ﺯﺩﻡ ﺗﻮ ﺻﻮﺭﺗﺶ...

دختره 9ساله پست گذاشته آرمانهای زندگی من با تو فرق داره ، دن...

dark love

چند پارتی متیو ریدل عکس رو عوض کردم پارت۲دست پنسی رو گرفتم و...

ارباب خشن من ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط