{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات(پارتاخر)

ویو ات(پارتاخر)
حالم خیلی بد بود ولی باید خودمو قوی نشون بدم با دوستام سر میز نشسته بودیم (توجشنن) همینطوری چشام میچرخید که یهو افتاد رو جیمین صدای تیکه تیکه شدن قلبمو میشنوم اون یه دختر رو گذاشته بود رو پاش میبوسید دیگه نتونستم تحمل کنم از جشن زدم بیرون دیگه حوصله هیچکس رو نداشتم همینطور داشتم راه میرفتم که یهو یه نور اومد جلو چشمم و سیاهی (تصادف کرد🤣)
ویو جیمین
دیدم داره از مهمونی میره بیرون نمیخاستم ناراحتش کنم از جشن رفتم بیرون هرچی دنبالش گشتم پیداش نکردم یهو گوشیم زنگ خورد ات بود سریع جواب دادم
جیمین: الو
سوهو: همراه خانم ات پارک
جیمین: بله بله خودمم
سوهو: زن شما تصادف کردن به بیمارستان منتقلش کردن
جیمین: چی.... میش... ه اا.. درس رو بدین
سوهو: بله ادرس........
ویو ات
چشامو باز کردم دیدم تو بیمارستانم یهو یه پسری اومد داخل
سوهو : سلام بهوش اومدین
ات : شما کی هستین
سوهو: شما که تصادف کردین من اوردمتون بیمارستان
ات: ممنون
سوهو: خواهش میک...
یهو جیمین باشتاب وارد شد بغلم
جیمین: خوبی عزیزم جاییت درد نمیکنه چیشدی (هول شده و نگران)
ات: نه خوبم (سرد)
جیمین رو به سوهو: ممنون شما میتونید برید
سوهو: البته خداحافظ
سوهو رفت
ویو ات:
تا اون مرده رفت از جیمین جدا شدم
ات: ولم کن برو با اون دختر جونت
جیمین: عزیزم بزار برات توضیح بدم
ات : باشه بده
جیمین: ببین عزیزم من بخاطر اینکه حرص تورو در بیارم اون کارو کردم وگرنه اصلا حسی بهش ندارم
ویو ات
سریع بغلش کردم
ات: دلم برات تنگ شده بود (بغض)
جیمین: منم همینطور عزیزم
ات: میگم جیمین
جیمین: جونم
ات: من با اون قضیه کنار اومدم
جیمین: واقعا نفسم
ات: اره
ویو جیمین دیگه نتونستم تحمل کنم سریع لبمو گذاشتم رو لبش با ولع میبوسیدم و اون دوتا توت فرنگیو تو دهنم حس میکردم بعد 5 مین با نارضایتی ازش دل کندم خمار نگاش کردم
جیمین: خیلی وقت بود تشنه لبات بودم
ات: خندید تا خاست چیزی بگه از لبش خون اومد
سریع دستمالو برداشتم گذاشتم رو لبش
ات با نگاه بد بهم نگاه کرد
جیمین: اونجوری نگام نکن نتونستم مقابل لبات مقاومت کنم
ات: خندید
بعد چند دقیقه خونریزیش تموم شد
ات: دوست دارم
جیمین من عاشقتم
پایان
دیدگاه ها (۲)

میخوام یه سه پارتی از شوگا بزارم 🥹🩷

وقتی دعوا کردین و.......(پارت1)شوگا: لازم نبود اینقدر به اپ ...

پارت 2 که یهو.. جیمین یه جای خلوت کوبوندم دیوار (چیه فکر کرد...

بازم عوض شد 🤣❤

وقتی پسر عموته و....پارت۷که یهو به خودش اومد و خودشو جم کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط