{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حُر گفت: «هان والله! اگر جز تو عرب دیگری این سخن را بر زب

حُر گفت: «هان والله! اگر جز تو عرب دیگری این سخن را بر زبان می‌آورد، در هر حال، دهان به پاسخی سزاوار می‌گشودم. کائناً ما کان: هر چه باداباد... اما والله مرا حقی نیست که نام مادر تو را جز به نیکوترین وجه بر زبان بیاورم.» جمله ارباب مقاتل و مورخین حُربن یزید را بر این سخن ستوده‌اند وحق نیز همین است. سخن، ثمره گلبوته دل است و حُر را ببین که از دهانش یاس و یاسمن می‌ریزد. این سخن ریحانی از ریاحین بهشت است که ازگلبوته ادب حُر برآمده.
... آنگاه حُر چون دید که امام بر قصد خویش سخت پای می‌فشارد و نزدیک است که کار به مجادله بینجامد، از امام خواست که راهی را میان کوفه و مدینه در پیش گیرد تا او از ابن‌زیاد کسب تکلیف کند، راهی که نه به کوفه منتهی شود و نه به مدینه بازگردد. در بعضی از تواریخ هست که حُر بن یزید در ادامه این سخن افزوده است: «همانا این نکته را نیز هشدار می‌دهم که اگر دست به شمشیر برید و جنگ را آغاز کنید، بی‌تردید کشته خواهید شد.» و امام در پاسخ او فرموده است: «آیا مرا از مرگ می‌ترسانید و مگر بیش از کشتن من نیز کاری از شما ساخته است؟ شأن من، شأن آن کس نیست که از مرگ می‌ترسد. چقدر مرگ در راه وصول به عزت و احیای حق، سبک و راحت است! مرگ در راه عزت، نیست مگر حیات جاوید و حیات با ذلت، نیست مگر موتی که نشانی از زندگانی ندارد. ‌آیا مرا از مرگ می‌ترسانی؟ هیهات، تیرت به خطا رفت و ظنی که درباره من داشتی به یأس رسید. من آن کسی نیستم که ازمرگ بترسم، نفس من بزرگتر از آن است و همتم عالی تر از آن که از ترس مرگ زیر بار ظلم بروم و مگر بیش از کشتن من نیز کاری از شما ساخته است؟
دیدگاه ها (۰)

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع)

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

#یک_دقیقه_کتاب | حرفش را با خون اثبات کرد🔹 اگر مردم مدینه شر...

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت دوم)

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت دوم)

بسم الله الرحمن الرحیم روح، عقل، علم :ریشهٔ عقل یا بهتر بگوی...

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت پایانی)

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش دوم)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :و پس از آن به شما نیز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط