{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میترسم ...

میترسم ...
میترسم تو نبودنم کارای
خطرناک بکنی...
اخه یادمه همیشه
هر وقت بحثمون میشد ...
هر وقت دعوا میکردیم
و تو قهریا ،
همیشه تهدیدم میکرد...
نه از این تهدیدا ک بچه ها
میکنن...
از این تهدیدایی ک مطمین بودم
یه روزی عملیش میکنه...
نه که بره خودشو از پشت بوم پرت کنه...
نه که بره از بالا پل هوایی سقوط آزاد کنه...
نه این که بخواد با تیغ
شاهرگشو بزنه...
نه...
تهدیدش از این چیزا بدتر بود...
آخه من عاشق موهاش بودم...
میدونست چقد رو موهاش
حساسم...
میدونست هر وقت میبینمش
اول موهاشو نگاه میکنم...
اره...
میگفت میرم کوتاهشون میکنم...
هر بار اون میگفت و من میمردم...
نکنه...
نکنه الان که ازش بی خبرم...
بره موهاشو...
خواهش میکنم بلند نگهشون دار...

#احمد_سلیمی
۹۶/۰۹/۲۴
دیدگاه ها (۲)

هر شب دلم بهانه ی تو...هیچ...بگذریم...امشب دلم دوباره تو را....

#تهران چقدر حسود بود جانم ...!تمام قدم زدن های ما ،در خیابا...

ما زود رسیدیم به تهش.یعنی اون خواست که زود برسیم،وگرنه من هن...

عشقم بیا به رسم قدیم ها برای هم" نامه" بنویسیم !!به رسم قدیم...

رمان دخت من

which one part 11ک. این وقت شب اینجا چیکار میکنی(جدی) ن. خب ...

Which one part 13قشنگ معلوم بود که مست بود اومد سمتم و بدون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط