{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برگرد..!

برگرد..!
نگذار دیر شود ، دل است دیگر . .
شاید دیدی خسته شد از انتظار کشیدن ،
دست کشید از همه چیز !
دیر نیا ‌.
آنقدر دیر نیا که مانند"شهریار" مجبور بشوم بگویم ؛
"آمدی جانم به قربانت ، ولی حالا چرا.." :
دیدگاه ها (۰)

مدرسه كه ميرفتيم ، هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم معلمم...

-نمیشه‌انقدر‌خاکستری‌نباشی؟-خودت‌خوب‌میدونی‌خاکستری‌چه‌رنگیه...

هر آدمی بالاخره یه جا دست میکشه از توضیح دادناز ثابت کردن خو...

رابطه‌هاتونو جار نزنید، شاید به ظاهر ذوق نشون بدن و تظاهر کن...

عشق من p:1 واییی بازم دیرم شد من فقط قرار بود یه چرت کوچیک ب...

۲۰۰۱ که رفتیم، من ذره ای زبان نمی‌فهمیدم. حتی الفبایش هم بلد...

لبخندی از عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط