{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برگرد..!

برگرد..!
نگذار دیر شود ، دل است دیگر . .
شاید دیدی خسته شد از انتظار کشیدن ،
دست کشید از همه چیز !
دیر نیا ‌.
آنقدر دیر نیا که مانند"شهریار" مجبور بشوم بگویم ؛
"آمدی جانم به قربانت ، ولی حالا چرا.." :
دیدگاه ها (۰)

مدرسه كه ميرفتيم ، هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم معلمم...

-نمیشه‌انقدر‌خاکستری‌نباشی؟-خودت‌خوب‌میدونی‌خاکستری‌چه‌رنگیه...

هر آدمی بالاخره یه جا دست میکشه از توضیح دادناز ثابت کردن خو...

رابطه‌هاتونو جار نزنید، شاید به ظاهر ذوق نشون بدن و تظاهر کن...

در جست و جوی خاطرات

🌼🌼🌼خوشبختی گاهی ، آنقدر دم دستمان است که نمیبینیمش ، که حسش ...

۲۰۰۱ که رفتیم، من ذره ای زبان نمی‌فهمیدم. حتی الفبایش هم بلد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط