{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم به پزشک خویش صد راز نهان

گفتم به پزشک خویش.. صد راز نهان
از عشق و وصال و هجر وغم های گران

پرسید که هست؟گفتمش نیست وگفت
دیوانه برو.. به بخش اعصاب و روان

😰 😰 😰
دیدگاه ها (۶)

باید بانویی باشد! 🌸 🍃 چون تو،🌸 🍃 که طُره یِ ابریشم گیسوانش،...

تو مجازی پست گذاشتن کار من است بکسی کاری ندارم چون خدا یار م...

قلب من مسکن غمهاست نمیدانے توچشمهایم خود دریاست نمیدانے توبا...

عاشقت هستم تو ای معبــود منعشق تو  تاری بود  بر   پود  منمی ...

فیک کوک شیرینی با طمع مرگ پارت ۲۱

داستان سهراب و پریسا نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط