روزگار عشق ورزیها گذشت" مرغ بخت ما از این صحرا گذشت" آن ص
روزگار عشق ورزیها گذشت" مرغ بخت ما از این صحرا گذشت" آن صفای خندها از لب گریخت" آن بهاره عشق بی پروا گذشت " سینه هست و گرمی آغوش نیست" بوسه هست و گرمی لب ها گذشت" عمر بود و عشق بود و یاد بود فرصتی دلخواه بود اما گذشت"آدمی در رنج و غربت رنگ باخت بس که تنها آمد و تنها گذشت" خاطر ما روی آرامش ندید عمر ما چون موج بر دریا گذشت" در سخن بودم شبی با آینه گفتم آن شادی چه شد گفتا گذشت...
- ۷۴۴
- ۲۶ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط