من از معاشقه تنها نگاه را بلدم
من از معاشقه تنها نگاه را بلدم
چرا دروغ؟! که خوب این گناه را بلدم!
به یمن رنگ تن تو سفید میدانم
به یمن بخت بد خود سیاه را بلدم!
زمانِ بچه پلنگی خیال میکردم
که در شبانه ی یک برکه ماه را بلدم
جواب از دهنم جز نفس نخواهی دید
که از تعلّم آیینه آه را بلدم!
اگر که بخت خوشم سوزنی ست در دستت
به جان دوست که انبار کاه را بلدم!
نشان گرفتم و گفتی که راهتان این است
غرض قدم زدنی بود، راه را بلدم
چرا دروغ؟! که خوب این گناه را بلدم!
به یمن رنگ تن تو سفید میدانم
به یمن بخت بد خود سیاه را بلدم!
زمانِ بچه پلنگی خیال میکردم
که در شبانه ی یک برکه ماه را بلدم
جواب از دهنم جز نفس نخواهی دید
که از تعلّم آیینه آه را بلدم!
اگر که بخت خوشم سوزنی ست در دستت
به جان دوست که انبار کاه را بلدم!
نشان گرفتم و گفتی که راهتان این است
غرض قدم زدنی بود، راه را بلدم
- ۵.۶k
- ۳۰ فروردین ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط