{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با آسمان سخن می گفتم

🩵🩵🩵🩵🩵
با آسمان سخن می گفتم
و گمان می کردم
صدایت از بلنداست؛

من ،
دل باخته ی ابرها بودم
نفهمیدم
ریشه ها
تو را زمزمه می کنند

حالا
تو
در خاکی ترین لحظه ام
جوانه زدی.....
#معصومه محمدی
🫀
دیدگاه ها (۰)

♡و خاطرات ...نه مجالِ گریز می‌‌دهندنه رخصتِ خلوتیخاطرات روحِ...

🔸🔸🔸تو حادثه نبودی…تفسیرِ ناتمامِ آفرینش بودینه در آغاز جا می...

با تو بودن خوبستتو چراغی ، من شبکه به نور تو ، کتاب تن توو ک...

نگفت :«دوستت دارم» اما برایم نوشت:«زمانی که تمام ِ تاب و تحم...

You must love me... P13

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

یه آرمی تو پرتغال تهیونگ رو دیده و باهاش عکس گرفته😭❤️‍🔥دختری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط