کاش لمس کردن تیغ با رگ هایم گناه نداشت

کاش لمس کردن تیغ با رگ هایم گناه نداشت
مى توانستم با تیغ رگ هایم را نوازش کنم
تا از این تنهایی رها مى شدم و به آرامش مى رسیدم
درست مثل آرامشى که او در آغوش دیگرى بدست آورد
دیدگاه ها (۰)

قَلبـے خَستِـ؏ از تَپیدن...

بدترين درد وقتيه كه لبخند ميزنى تا جلوى ريختن اشكات رو بگیری...

از تنهایی یه خودکشمون نشه؟؛

part 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط