وقتی شاعرای به نام ادبیات باهم در میفتن
وقتی شاعرای به نام ادبیات باهم در میفتن
از اول گفته باشم که
من دیگ حرفی ندارم O__o
#حافظ:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را
#صائب تبریزی:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
#شهریار:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پارا
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
#محمد عیادزاده:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را…..؟؟؟
#رندی:
هرآنکس چیز می بخشد ،به زعم خویش می بخشد
یکی شهرو یکی جسم ویکی هم روح واجزا را
کسی چون من ندارد هیچ در دنیا ودر عقبا
نگوید حرف مفتی چون ندارد تاب اجرا را
#ناشناس:
چنان بخشیده حافظ جان! سمرقند و بخارا را
که نتوانسته تا اکنون کسی پس گیرد آنها را
از آن پس بر سر پاسخ به این ولخرجی حافظ
میان شاعران بنگر فغان و جیغ دعوا را
وجود او معمایی است پر از افسانه او افسون
ببین! خود با چنین بخشش معما در معما را
#احسان عطایی:
رها کن شاعری مسکین چو حافظ را
که میبخشد به خال هندویت تنها سمرقند و بخارا را
بیا در وسعت سبز غزل های خودم بنیشن
که تا پر پر کنم پیشت تمام کهکشان ها را
#سولماز بردبار :
نه حافظ می دهد ملکی،نه صائب دست و پاهارا
نه شهر یار بتواند دهد این روح و اجزا را
نه عیاد زاده قدر داند چنین مه روی زیبا را
فقط می خواستند اینها زنند امشب مخ ما را
از اول گفته باشم که
من دیگ حرفی ندارم O__o
#حافظ:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را
#صائب تبریزی:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
#شهریار:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پارا
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
#محمد عیادزاده:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را…..؟؟؟
#رندی:
هرآنکس چیز می بخشد ،به زعم خویش می بخشد
یکی شهرو یکی جسم ویکی هم روح واجزا را
کسی چون من ندارد هیچ در دنیا ودر عقبا
نگوید حرف مفتی چون ندارد تاب اجرا را
#ناشناس:
چنان بخشیده حافظ جان! سمرقند و بخارا را
که نتوانسته تا اکنون کسی پس گیرد آنها را
از آن پس بر سر پاسخ به این ولخرجی حافظ
میان شاعران بنگر فغان و جیغ دعوا را
وجود او معمایی است پر از افسانه او افسون
ببین! خود با چنین بخشش معما در معما را
#احسان عطایی:
رها کن شاعری مسکین چو حافظ را
که میبخشد به خال هندویت تنها سمرقند و بخارا را
بیا در وسعت سبز غزل های خودم بنیشن
که تا پر پر کنم پیشت تمام کهکشان ها را
#سولماز بردبار :
نه حافظ می دهد ملکی،نه صائب دست و پاهارا
نه شهر یار بتواند دهد این روح و اجزا را
نه عیاد زاده قدر داند چنین مه روی زیبا را
فقط می خواستند اینها زنند امشب مخ ما را
- ۳.۳k
- ۲۲ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط