{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ارباب من

ارباب من
Part3


چاعان:تو اینجا چیڪار میکنی کوچولو؟

لیا:کوچولو تویی (ارباب نمیشناسم اگه خودش باشه چی؟)

چاعان:به چه جرئتی این حرفو میزنی تو میدونی من ڪیم

لیا:ت...تو ارب... ارباب هستی

چاعان:اره تو چطور ارباب خودتو نمیشناسی اسمت چیه برا چی امدی اتاقم

لیا: منو ببخشید من تاحالا شما رو ندیدم من لیام من خدمتکار شخصی شما هستم

چاعان:پریدم وسط حرفش کع قرار زن من بشی اسمت خوشگله صورتتو بیار بالا زیر چونه شو گرفتم صورتشو اوردم بالا خشگل هم هستی

لیا: .....

چاعان:برو به یاعیز بگو بیاد

لیا:چشم ارباب

یاعیز:ارباب منو خاستید

چاعان:بله این دختره که قرار من باهاش ازدواج کنم هنوز بچه هستش خانم بزرگ میدونه

یاعیز:میدونم بله خانم بزرگ خودش گفت

چاعان:باشه می توانی بری
ڪلافه بودم دختر خشگله ولی هنوز بچه هستش من چطوری می کنم فردا باهاش عقدکنم

خانم بزرگ:برو بهشون بگو شام رو آماده کنن

خدمتکار:چشم خانم بزرگ
دیدگاه ها (۰)

ارباب منPart4چاعان:خانم بزرگ میشه بریم توی اقاق کارتون دارم ...

ارباب من Part5چاعان: چخبرتونه چرا داد میزنید توانا:تو داری د...

ارباب منPart2خانم بزرگ:نه خونه ی تو اینجاست حالا برو سر کارت...

ارباب منPart1لیا: بابا اینڪار نڪن منو بهشون نده قوݪ میدم ڪار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط