من زخم‌های بی‌نظیری به تن دارم اما تو

من زخم‌های بی‌نظیری به تن دارم اما تو
مهربان ترینشان بودی؛ عمیق ترینشان
عزیزترین شان؛ بعد از تو آدم‌ها تنها
خراش‌های کوچکی بودند بر پوستم که
هیچ کدامشان به پای تو نرسیدند
به قلبم نرسیدند...
بعد از تو آدم‌ها تنها خراش‌های کوچکی
بودند که تو را از یادم ببرند، اما نبردند...
تو بعد از هر زخم تازه‌ای دوباره باز می‌گردی
و هربار عزیزتر از پیش؛ هربار عمیق‌تر...
دیدگاه ها (۵)

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

چند پارتی بازی ممنوع

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

Ten

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۷۱چشماشو چرخوند و سمت در رفت ...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۱ تو اون لحظه دوباره بوسه ای روی لبات گذ...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط