ه قول یکی از دوستان " حال دگری دارم امشب ! "
ه قول یکی از دوستان " حال دگری دارم امشب ! "
این غزل از هوشنگ ابتهاج (سایه) رو خیلی دوست دارم . چند بیتش واقعا حالم رو دگرگون می کنه.. "هوای روی تو دارم نمی گذارندم" یا " مگر در این شب دیر انتظار عاشق کُش / به وعده های وصال تو زنده دارندم"
و اونجا که می گه : " من آن ستاره ی شبزنده دار امیدم... " نه هرچی مرور میکنم میبینم که همه ی بیتهاشو دوست دارم ، چند روزه که دارم با این غزل زندگی می کنم. وصف حال خودمه...
هوای روی تو دارم ، نمی گذارندم
مگر به کوی تو این ابرها ببارندم
مرا که مست توام این خمار خواهد کشت
نگاه کن که به دست که میسپارندم؟
مگر در این شب دیر انتظار عاشق کُش
به وعده های وصال تو زنده دارندم
غمی نمی خورد ایام و جای رنجش نیست
هزار شکر که بی غم نمی گذارندم
سَری به سینه فرو برده ام مگر روزی
چو گنج گم شده زین کنج غم برآرندم
چه باک اگر به دل بی غمان نبردم راه
غم شکسته دلانم که می گسارندم
من آن ستاره ی شبزنده دار امیدم
که عاشقان تو تا صبح می شمارندم
چه جای خواب که هر شب محصلان فراق
خیال روی تو بر دیده می گمارندم
هنوز دست نشسته ست غم ز خوندلم
چه نقش ها که ازین دست می نگارندم
کدام مست، می از خون سایه خواهدکرد
که همچو خوشه ی انگور می فشارندم
این غزل از هوشنگ ابتهاج (سایه) رو خیلی دوست دارم . چند بیتش واقعا حالم رو دگرگون می کنه.. "هوای روی تو دارم نمی گذارندم" یا " مگر در این شب دیر انتظار عاشق کُش / به وعده های وصال تو زنده دارندم"
و اونجا که می گه : " من آن ستاره ی شبزنده دار امیدم... " نه هرچی مرور میکنم میبینم که همه ی بیتهاشو دوست دارم ، چند روزه که دارم با این غزل زندگی می کنم. وصف حال خودمه...
هوای روی تو دارم ، نمی گذارندم
مگر به کوی تو این ابرها ببارندم
مرا که مست توام این خمار خواهد کشت
نگاه کن که به دست که میسپارندم؟
مگر در این شب دیر انتظار عاشق کُش
به وعده های وصال تو زنده دارندم
غمی نمی خورد ایام و جای رنجش نیست
هزار شکر که بی غم نمی گذارندم
سَری به سینه فرو برده ام مگر روزی
چو گنج گم شده زین کنج غم برآرندم
چه باک اگر به دل بی غمان نبردم راه
غم شکسته دلانم که می گسارندم
من آن ستاره ی شبزنده دار امیدم
که عاشقان تو تا صبح می شمارندم
چه جای خواب که هر شب محصلان فراق
خیال روی تو بر دیده می گمارندم
هنوز دست نشسته ست غم ز خوندلم
چه نقش ها که ازین دست می نگارندم
کدام مست، می از خون سایه خواهدکرد
که همچو خوشه ی انگور می فشارندم
- ۹.۹k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط