{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تاب و طاقت آن مستی و خمارم نیست

تاب و طاقت آن مستی و خمارم نیست
دگر قمار محبت نمی برد دل من
که دست بردی از این بخت بدبیارم نیست
من اختیار نکردم پس از تو یار دگر
به غیر گریه که آن هم به اختیارم نیست
به رهگذار تو چشم انتظار خاکم و بس
که جز مزار تو چشمی در انتظارم نیست
تو میرسی به عزیزان سلام من برسان
که من هنوز بدان رهگذر گذارم نیست
چه عالمی که دلی هست و دلنوازی نه
چه زندگی که غمم هست و غمگسارم نیست
به لاله های چمن چشم بسته می گذرم
که تاب دیدن دلهای داغدارم نیست
دیدگاه ها (۱)

کانال مرد بارانی در تلگرامکانالی از جنس باران و حرفهای باران...

من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشیتو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و...

ه قول یکی از دوستان " حال دگری دارم امشب ! "این غزل از هوشنگ...

همه از مرگ میترسند من از زندگی سمج خودم....صادق هدایت

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیستکه تاب و طاقت آن مستی و خمارم...

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیستکه تاب و طاقت آن مستی و خمارم...

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیستکه تاب و طاقت آن مستی و خمارم...

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیستکه تاب و طاقت آن مستی و خمارم...

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیستکه تاب و طاقت آن مستی و خمارم...

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیست ....که تاب و طاقت آن مستی و ...

.چہ عالمی ڪہ دلی هست و دلنوازے نہ چہ زندگی ڪہ غمم هستو غمگسا...

چه عالمی که دلی هست و دلنوازی نهچه زندگی که غمم هست و غمگسار...

منوهم دنبال کنین ممنون میشم

من اختیار نکردم پس از تو یار دگربه غیر گریه که آن هم به اختی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط