{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهيدمهدي زين الدین

شهيدمهدي زين الدین

جاده های کردستان آن قدر ناامن بود که وقتی میخواستی از شهری به شهر دیگر بروی، مخصوصا توی تاریکی باید گازش را میگرفتی، پشت سرت راهم نگاه نمیکردی..! اما زین الدین که همراهت بود، موقع اذان، باید می ایستادی کنار جاده تا نمازش را بخواند... اصلا راه نداشت.. بعد شهادتش یکی از بچه ها خوابش رو دیده بود؛

توی مکه داشت زیارت میکرد.

یک عده هم همراهش بودن.

گفته بود: «تو اینجا چیکار میکنی؟؟» جواب داده بود:
«به خاطر نمازهای اول وقتم، این جا هم فرمانده ام»
دیدگاه ها (۸)

جاده های کردستان آنقدر ناامن بود. وقتی که میخواستی از شهری ب...

✅ به‌خاطر نمازهای اول وقتم، این‌جا هم فرمانده‌ام!✍جاده‌های ک...

جاده های کردستان آن قدر نا امن بود که وقتی می خواستی از شهری...

جاده های کردستان آن قدر نا امن بود که وقتی می خواستی از شهری...

رفــاقـــت‌ خـــوبــهختـم به خــــیــــر شـــهیــه خــیــری ...

💌 ریشه شهادت‌طلبی کجاست؟•┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•#عارفان_مجاهد #مداف...

🤚 با یک سلام زائر آقا شویمبه نیابت از عارفان مجاهد#چهارشنبه‌...

تمثیل شـ‌هید،تمثیل رود بـے‌قراری است،کہ جز با وصول بہ اقیانو...

حمله‌وحوش‌اغتشاشگربه‌حافظ‌امنیت❤️‍🩹🌱https://wisgoon.com/v/5C...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط