{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی مادرم کودکی ام را زیر چادر سیاهش پنهان میکرد شاید هی

وقتی مادرم کودکی ام را زیر چادر سیاهش پنهان میکرد شاید هیچوقت نمیدانست که...؟؟؟ زمانه جوانی ام را سیاه تر از چادر مشکی اش خواهد کرد.
دیدگاه ها (۱)

حالم را "لک لک" بال شکسته میفهمد! که میماند و تماشا میکند "ک...

خسته اونى نیست که خوابیده خسته اونیه که نمیتونه بخوابه

بودن با کسی که دوستش نداری ونبودن با کسی که دوستش داری هر دو...

خدایا؛ خلقت شیطان را اگر یادت هم رفته بود، فرقی نمی کرد و آب...

شاید عجیب به نظر برسد، اما وقتی ۹ یا ۱۲ ساله بودم، گاهی با خ...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

پارت۵#تو راز شب های منیسه‌تایی هنوز توی کتابخونه نشسته بودن....

پارت ۴ خانه‌ی جونگکوک بیشتر شبیه یک قلعه بود.دیوارهای بلند، ...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:76دستش رو پس زدم!+ن..نکن....ن...

P³

ویدئوی طبیعت گردی امشب حال و هوای بارونی داره. اقامت در جنگل...

شاید سرمایه‌ هر مردی همین دردهایی باشد که هیچ‌کس از آن‌ها خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط