{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینجا پیراهنی‌ست

اینجا پیراهنی‌ست
که در آن نیستی و
زنی‌ در تار و پودِ اندوهش ،
تو را پر از آغوش پوشیده است

چه تنهاییِ دردناکی‌ست
پیراهنِ پوشیده‌ات را تا صبح ،
خواب دیدن
حرف با نگاهی دورمانده
اشک را ،
با آستینِ خالی‌ات پاک کردن


#مرجان_پورشریفی
دیدگاه ها (۲۷)

من بیشتر از اینکه صبور باشم، حسودم...به چی یا کی، خیلی مهم ن...

حتماً که نباید کلمه یِ دوستت دارم را به زبان آورد اصلـاً دوس...

آدم وقتی دلش میگیردباید گوشی را برداردکف اتاق دراز بکشدشماره...

تو عینِ خیالت نیست من بی تو چه آشوبم نابود شدم تا تو.....

وارث سایه ها

مردی در ساحل...[پارت سوم]صبح روز بعد...ات از خواب بیدار شد.ا...

پرسه در جنگل... صبح...نور ملایم خورشید اتاق را روشن کرده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط