{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
کوچیک تر ک بودیم
بزرگترا میگفتن بزار یذره بزرگتر بشی
سن و سالت عین برق و باد میگذره
و یه روز بِ خودت میای میگی
عهه من کِی شد ... سالم!!!

ما اما باور نمی کردیم
دیدگاه ها (۷)

سکسکه‌ام گرفته بود،گفتم مرا بترسان!دستانم را رها کرد،نفسم بن...

|🖤|شکستن صدا ندارد…اینطور نیست که مثلا وقتی کنار یک نفر ایست...

_دلتنگم‍ ໑ با هیچڪسم‍ میل سخن نیستولۍ نھ‌ با تـ໑..با تـ໑ همی...

|🧡|کسایی که عشق رو تجربه کردن عجیبن. مظلوم ترینشون اونایین ک...

My bloody love پارت ۲۱

My bloody love پارت ۱۹

همگی رفتن و سوار قطار شدن ولی رون و هری نه.زمان دسترسی به سک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط