ویو ات:
ویو ات:
هردوشون رو بغل کردم
بعد چند ثانیه اونا هم بغلم کردن
+خیلی خوشحالم که شمارو دارم
,- ماهم همین
که دوباره دلم درد گرفت
, باید بریم دکتر
- منم بهش گفتم
+ نه نه من نمیخوام(بغض)
+ خواهش میکنم( بغض)
- هعی خدا
کمکم کردن دراز بکشم
پرش زمانی به یک ربع بعد:
رفتم ولی لنگ میزدم
گونه هام سرخ شد از خجالت مخصوصا جلوی جونگ کوک
ویو جونگ کوک:
دیدم داره میره آشپز خونه خواستم کمکش کنم
خیلی لنگ میزد
وقتی منو دید با خجالت سرش رو انداخت پایین
منم فهمیدم و سریع روم رو برگردوندم
(فردا)
ویو ات:
کل دیشب رو با جونگ کوک و تهیونگ فیلم دیدیم
و امروز جونگ کوک رفت
تهیونگ باهام مهربون بود ولی معلوم بود که داشت داغون میشد
پرش زمانی به شب:
+تهیونگ(بغض)
- جونم
+ من میترسم
- از چی
+از دردش
- عشقم قول میدم حواسم بهت باشه
پرش زمانی به شام
ویو تهیونگ:
تو غذاش تحریک کننده ریختم
خیلی عرق کرده بود
+عشقم تو غذا چیه؟
- همونی که میدونی(پوزخند)
ادامه تو کامنتا✨🍓
هردوشون رو بغل کردم
بعد چند ثانیه اونا هم بغلم کردن
+خیلی خوشحالم که شمارو دارم
,- ماهم همین
که دوباره دلم درد گرفت
, باید بریم دکتر
- منم بهش گفتم
+ نه نه من نمیخوام(بغض)
+ خواهش میکنم( بغض)
- هعی خدا
کمکم کردن دراز بکشم
پرش زمانی به یک ربع بعد:
رفتم ولی لنگ میزدم
گونه هام سرخ شد از خجالت مخصوصا جلوی جونگ کوک
ویو جونگ کوک:
دیدم داره میره آشپز خونه خواستم کمکش کنم
خیلی لنگ میزد
وقتی منو دید با خجالت سرش رو انداخت پایین
منم فهمیدم و سریع روم رو برگردوندم
(فردا)
ویو ات:
کل دیشب رو با جونگ کوک و تهیونگ فیلم دیدیم
و امروز جونگ کوک رفت
تهیونگ باهام مهربون بود ولی معلوم بود که داشت داغون میشد
پرش زمانی به شب:
+تهیونگ(بغض)
- جونم
+ من میترسم
- از چی
+از دردش
- عشقم قول میدم حواسم بهت باشه
پرش زمانی به شام
ویو تهیونگ:
تو غذاش تحریک کننده ریختم
خیلی عرق کرده بود
+عشقم تو غذا چیه؟
- همونی که میدونی(پوزخند)
ادامه تو کامنتا✨🍓
- ۴۶
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط