تک پارتی تهیونگ << وقتی فکر می کنه داری خیانت می کنی >>
تک پارتی تهیونگ << وقتی فکر می کنه داری خیانت می کنی >>
ویو تهیونگ =
با ات اومده بودیم رستوران تا شام بخوریم که گوشی ات زنگ خورد چند تا از همکار های زن ات بهش زنگ زدن اما جواب نداد ولی وقتی رییسش بهش زنگ زد سریع جواب داد .
ویو ات = وقتی رییسم بهم زنگ زد مجبور شدم جواب بدم چون اگه دست از پا خطا می کردم اخراج می شدم .
توی ماشین بین ات و تهیونگ سکوت سنگینی حکم فرما بود که با حرف تهیونگ شکست
تهیونگ " ات یه سوال ازت می پرسم درست جوابم رو بده
ات " باشه
تهیونگ " ببینم تو داری به من خیانت می کنی ؟ اونم با رییست ؟
ویو ات
حرف تهیونگ مثل خنجر بود که فرو رفت توی قلبم واقعا چطور تونست همچین حرفی بزنه ؟
با گریه و لرزش صدایی که قصد داشتم پنهونش کنم جواب دادم "
تهیونگ این چه سوالیه اخه من چرا باید به کسی که عاشقشم خیانت کنم اونم با کسی که ازش متنفرم
تهیونگ " پس چرا فقط به تماس رییست جواب دادی ؟
ات " چون رییسم خیلی ادم اشغالیه و می خواد ازم انتقام بگیره و اگه کاری رو که میگه نکنم اخراجم میکنه ولی من کارم و دوست دارم
تهیونگ " برای چی باید ازت انتقام بگیره ؟
ات " چون اون منو دوست داشته ولی من از همون روز اول ازش متنفر بودم و عاشق تو بودم و با تو ازدواج کردم ازم متنفره و می خواد ازم انتقام بگیره
تهیونگ " ببخشید که قضاوتت کردم
نباید اون حرف رو بهت می زدم
ات " نه منم اگه بودم همین فکر رو می کردم
تهیونگ برای ات کلی کادو گرفت و از دلش در آورد شب خوبی رو باهم گذروندن .
ویو تهیونگ =
با ات اومده بودیم رستوران تا شام بخوریم که گوشی ات زنگ خورد چند تا از همکار های زن ات بهش زنگ زدن اما جواب نداد ولی وقتی رییسش بهش زنگ زد سریع جواب داد .
ویو ات = وقتی رییسم بهم زنگ زد مجبور شدم جواب بدم چون اگه دست از پا خطا می کردم اخراج می شدم .
توی ماشین بین ات و تهیونگ سکوت سنگینی حکم فرما بود که با حرف تهیونگ شکست
تهیونگ " ات یه سوال ازت می پرسم درست جوابم رو بده
ات " باشه
تهیونگ " ببینم تو داری به من خیانت می کنی ؟ اونم با رییست ؟
ویو ات
حرف تهیونگ مثل خنجر بود که فرو رفت توی قلبم واقعا چطور تونست همچین حرفی بزنه ؟
با گریه و لرزش صدایی که قصد داشتم پنهونش کنم جواب دادم "
تهیونگ این چه سوالیه اخه من چرا باید به کسی که عاشقشم خیانت کنم اونم با کسی که ازش متنفرم
تهیونگ " پس چرا فقط به تماس رییست جواب دادی ؟
ات " چون رییسم خیلی ادم اشغالیه و می خواد ازم انتقام بگیره و اگه کاری رو که میگه نکنم اخراجم میکنه ولی من کارم و دوست دارم
تهیونگ " برای چی باید ازت انتقام بگیره ؟
ات " چون اون منو دوست داشته ولی من از همون روز اول ازش متنفر بودم و عاشق تو بودم و با تو ازدواج کردم ازم متنفره و می خواد ازم انتقام بگیره
تهیونگ " ببخشید که قضاوتت کردم
نباید اون حرف رو بهت می زدم
ات " نه منم اگه بودم همین فکر رو می کردم
تهیونگ برای ات کلی کادو گرفت و از دلش در آورد شب خوبی رو باهم گذروندن .
- ۱.۲k
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط