{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دومقسمت اولدیداردر و که بست و قفل کرد بعدش دوتا

(پارت دوم)قسمت اول-دیدار:در و که بست و قفل کرد بعدش دوتا کفش کانورس سبزش و از کمد برداشت و پوشید و به سمت آسانسور نقره ای رنگ خونش رفت و درشو باز کرد رفت داخل آسانسور و در آسانسور و بست.بعد طبقه ی پارکینگ و زد،شهرزاد داخل طبقه ی یازدهم زندگی میکرد یعنی طبقه ی آخر.همینکه آسانسور رسید شهرزاد زود در آسانسور و باز کرد و بعد درب پارکینگ و بست و بعدش درب پارکینگ بخاطر سبکیش خودش بسته شد.بعد سمت ماشینش کویک مدل چهارصد آلبالوییش.زود زیپ کیفشو باز کرد و سوئیچ ماشینش و برداشت و قفل ماشین و باز کرد و بعد سوئیچ و گذاشت تو کیفش و زیپ کیفشو کشید.و بعد در عقب ماشین و باز کرد و گیتارش و گذاشت اونجا و بعد در و بست،زود رفت سمت صندلی راننده و نشست،بعدش کیفشو گذاشت رو رونش و در ماشین و بست،بعدش کیفشو و برداشت و زیپشو باز کرد و سوئیچ ماشینش و که بهش جاسوئیچی مدل گربه دم متحرک وصل بود و برداشت و ماشین و روشن کرد،بعد سوئیچ و گذاشت داخل کیفش و بعد ریموت و از داخل کیفش برداشت و کرکره برقی رو روشن کرد و بالا برد،بعد ریموت و رو سینه ی ماشین گذاشت و درو قفل کرد و بعد از خونه زد بیرون،خیلی استرس داشت که نتونه به آموزشگاه برسه.بعد از اینکه رفت ریموت و بالا برد و از آیینه عقب شو دید و کرکره رو برد پایین.صحنه رفت روی زمانی که به آموزشگاه رسید؛شهرزاد ماشینو برد پیش آموزشگاه،بعدش سوئیچ و از ماشین دراورد و ماشین و خاموش کرد،بعد کیفش و برداشت،زیپشو باز کرد و سوئیچ و گذاشت توش و دوباره زیپشو بست و بند کیفشو رو شونش گذاشت و در ماشین و باز کرد و از ماشین پیاده شد و در و بست،رفت سمت در عقب ماشین و درشو باز کرد؛گیتار و از بندش گرفت و اورد بیرون و بعدش در ماشین و بست.به سمت آموزشگاه رفت و در فلزی ولی مدرن آموزشگاه و باز کرد و رفت تو.بعد دوربین رفت روی بالای آموزشگاه که نوشته بود{آموزشگاه موسیقی ستاره}،آموزشگاه ترکیبی از سفید و کرمی بود.حنه رفت وقتی که شهرزاد از در آموزشگاه رد شد و با خوش رویی و لبخند گفت:(سلااااام،روزتون چطوره؟)تمام هنرجو ها که روی صندلی انتظار سبز رنگ نشسته بودن به شهرزاد نگاه کردن،یکی از پسرای تینیجر<نوجوون>که ویالونش رو زمین به صندلی تکیه بود،لبخند زد و درگوشی به دوستش که کنارش بود گفت:(عجب تیکه ایه،مراسم عروسی دعوتیا!)شهرزاد اینو شنید ولی به روش نیاورد.
منشی آموزشگاه،خانم اکرمی با لبخند گفت:(به سلام سهیلی،بفرمایید که ی مدت دیگه ی شاگرد جدید قراره بیاد.)شهرزاد با لبخند اومد سمت خانوم اکرمی که رو صندلیش نشسته بود گفت:(خب این هنرجوی جدید کیه؟فقط بگم اگه بچه سال باشن من قبول نمیکنما!)
دیدگاه ها (۰)

اسامی بازیگران کارکتر های فیلم بهتر و بدتر به ترتیب و تا الا...

هیچکس...🥲

قسمت اول-دیدار:صحنه روی چشمای شهرزد شروع شد،شهرزاد چشماش کاس...

بهتر‌ و بدترخلاصه ی داستان:شهرزاد معلم گیتار یک آموزشگاه موس...

(پارت سوم)قسمت اول-دیدار:بعدش شهرزاد رفت سمت کلاسش و گیتارش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط