اروم سرشو بوسیدم و کتمو روی شونش انداختم نمیدونم وقتی بی
اروم سرشو بوسیدم و کتمو روی شونش انداختم نمیدونم وقتی بیدار شه چه فکری با خودش میکنه ولی پیچوندنش همیشه راحته
میخواستم یه سری هم به سیگما بزنم برای همین بهانه شد صحنه ی جرمو ترک کنم
وارد اتاقی که توی طبقه ی اخر برج بود شدم ولی واقعا با صحنه ی روبروم پکر شدم هنوزم که هنوزه خوابه -_-
اولین کاری که مغزم دستور دادو انجام دادم یه حجم زیادی از موهاشو کشیدم
مطمئنم با صدای دادش کل شهرو خبر کرد
سیگما: چه مرگته؟؟؟
فئودور: ساعت خواب؟
سیگما: مگه-
حرفشو با پرت کردن نمایش نامه سمتش بریدم و گفتم: اینو حفظ کن واسه شب لازمت میشه
برای سوالاش نه حوصله و نه وقت داشتم پس با بی توجهی از اتاق رفتم
میخواستم یه سری هم به سیگما بزنم برای همین بهانه شد صحنه ی جرمو ترک کنم
وارد اتاقی که توی طبقه ی اخر برج بود شدم ولی واقعا با صحنه ی روبروم پکر شدم هنوزم که هنوزه خوابه -_-
اولین کاری که مغزم دستور دادو انجام دادم یه حجم زیادی از موهاشو کشیدم
مطمئنم با صدای دادش کل شهرو خبر کرد
سیگما: چه مرگته؟؟؟
فئودور: ساعت خواب؟
سیگما: مگه-
حرفشو با پرت کردن نمایش نامه سمتش بریدم و گفتم: اینو حفظ کن واسه شب لازمت میشه
برای سوالاش نه حوصله و نه وقت داشتم پس با بی توجهی از اتاق رفتم
- ۲.۱k
- ۰۶ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط