نفرت در برابر عشقی که بهت دارم
{{نفرت در برابر عشقی که بهت دارم }}
پارت 41
که این بیشتر باعث عصبانیت جونگکوک میشد که با حرف تهیونگ بیشتر
عصبانی شد
تهیونگ : بسه با نگاهت دختره رو خوردی نمیدونستم ا،ت انقدر
با جی هون صمیمی هستن
جونگکوک نگاه عصبی به تهیونگ کرد
جونگکوک : تو میخواهی منو بیشتر از این عصبانی کنی
تهیونگ : وقتی انقدر دوستش داری چرا بهش نمیگی
جونگکوک هیچی نگفت و فقد سکوت کرد که تهیونگ ادامه داد
تهیونگ : خیلی دلم میخوام بدونم اون دختری که کنارشه کیه خیلی خوشگله
جونگکوک نگاه به تهیونگ انداخت و گفت
جونگکوک : چی الانه تو از اون دختر تعریف کردی
تهیونگ : اره مگا چیه
جونگکوک : هیچی فقد تاحالا ندیدم تو از کسی تعریف کنی
تهیونگ : یه جوزی میگی انگار خودت خمش درحال تعریف از دخترا هستی بهس رو عوض نکنه اگه بهش نگی چه حسی بهش داری یکی قبل از تو بهش میگه و به دستش مياره
جونگکوک دوباره نگاهش رفت سمت اونا که داشت میخندیدن و ا،ت به جی هون نزدیک شد و توی گوشش چیزی گفت و باهم شروع به خندیدن کرد و این جونگکوک رو بیشتر عصبانی کرد
و نگاه عصبی اش رو به تهیونگ داد و گفت
جونگکوک : اون دختر ماله منه فهميدی هیچ کس نمیتونه اونو ازم بگیره
تهیونگ : پس باید عجله کنی
جونگکوک دوباره نگاهش رو داد به ا،ت و اون از اینکه به حدفش رسیده بود خیلی خوشحال بود و نیم نگاهی به جونگکوک انداخت که با حرف جی هون نگاهش رو ازش گرفت
جی هون : چیزی میخورین براتون بیارم
ا،ت : من نوشیدنی بدون الکل میخوام سوزونهوا تو چی
سوزونهوا : برای منم نوشیدنی بدون الکل
جی هون : باشه
جی هون بلند شد کتش رو درآورد و روی مبل گذاشت که سوزونهوا گفت
سوزونهوا : الآن فهمیدم این همه برنامه ريزي برای چی بود
ا،ت : چی متوجه نمیشم برای چی
سوزونهوا : خودتو نزن به اون راه میدونم برای اینکه جئون جونگکوک حسودی کنه این لباس رو پوشیدی و با جی هون اومدی اینجا
تا اونو دیوانه کنی
ا،ت : اصلا اینطوری که میگی نیست من با دوستام اومدم خوش بگذرونم و این به اون مربوط نیست
سوزونهوا نگاهی به اونا انداخت و گفت
سوزونهوا : ولی واقعا جذاب شده فکر نکنم هیچ دختری در مقابلش
مقاومت کنه
ا،ت : اون قبلآ هم جذاب بود..........ادامه دارد
اسلاید۲ استایل جونگکوک
اسلاید۳ استایل تهیونگ
پارت 41
که این بیشتر باعث عصبانیت جونگکوک میشد که با حرف تهیونگ بیشتر
عصبانی شد
تهیونگ : بسه با نگاهت دختره رو خوردی نمیدونستم ا،ت انقدر
با جی هون صمیمی هستن
جونگکوک نگاه عصبی به تهیونگ کرد
جونگکوک : تو میخواهی منو بیشتر از این عصبانی کنی
تهیونگ : وقتی انقدر دوستش داری چرا بهش نمیگی
جونگکوک هیچی نگفت و فقد سکوت کرد که تهیونگ ادامه داد
تهیونگ : خیلی دلم میخوام بدونم اون دختری که کنارشه کیه خیلی خوشگله
جونگکوک نگاه به تهیونگ انداخت و گفت
جونگکوک : چی الانه تو از اون دختر تعریف کردی
تهیونگ : اره مگا چیه
جونگکوک : هیچی فقد تاحالا ندیدم تو از کسی تعریف کنی
تهیونگ : یه جوزی میگی انگار خودت خمش درحال تعریف از دخترا هستی بهس رو عوض نکنه اگه بهش نگی چه حسی بهش داری یکی قبل از تو بهش میگه و به دستش مياره
جونگکوک دوباره نگاهش رفت سمت اونا که داشت میخندیدن و ا،ت به جی هون نزدیک شد و توی گوشش چیزی گفت و باهم شروع به خندیدن کرد و این جونگکوک رو بیشتر عصبانی کرد
و نگاه عصبی اش رو به تهیونگ داد و گفت
جونگکوک : اون دختر ماله منه فهميدی هیچ کس نمیتونه اونو ازم بگیره
تهیونگ : پس باید عجله کنی
جونگکوک دوباره نگاهش رو داد به ا،ت و اون از اینکه به حدفش رسیده بود خیلی خوشحال بود و نیم نگاهی به جونگکوک انداخت که با حرف جی هون نگاهش رو ازش گرفت
جی هون : چیزی میخورین براتون بیارم
ا،ت : من نوشیدنی بدون الکل میخوام سوزونهوا تو چی
سوزونهوا : برای منم نوشیدنی بدون الکل
جی هون : باشه
جی هون بلند شد کتش رو درآورد و روی مبل گذاشت که سوزونهوا گفت
سوزونهوا : الآن فهمیدم این همه برنامه ريزي برای چی بود
ا،ت : چی متوجه نمیشم برای چی
سوزونهوا : خودتو نزن به اون راه میدونم برای اینکه جئون جونگکوک حسودی کنه این لباس رو پوشیدی و با جی هون اومدی اینجا
تا اونو دیوانه کنی
ا،ت : اصلا اینطوری که میگی نیست من با دوستام اومدم خوش بگذرونم و این به اون مربوط نیست
سوزونهوا نگاهی به اونا انداخت و گفت
سوزونهوا : ولی واقعا جذاب شده فکر نکنم هیچ دختری در مقابلش
مقاومت کنه
ا،ت : اون قبلآ هم جذاب بود..........ادامه دارد
اسلاید۲ استایل جونگکوک
اسلاید۳ استایل تهیونگ
- ۱۵.۸k
- ۲۵ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط