{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اومدم یه خبری بدم که متأسفانه نمی دونم خوبه یا بد😐

اومدم یه خبری بدم که متأسفانه نمی دونم خوبه یا بد😐


پدر بنده اومده کل گالریمو به جز عکس های دوربین که خودش و فامیلاشن توی ایام عید و این چندین روز اخیر ، حذف کرده😂😐

میگه حافظه گوشیت الکی پر میشه😐 اونوقت با ریخت و قیافه فامیلای گو*زوش پر نمیشه😐🔪💢

بعد بدبختانه تمام کاور هایی که برای رمان درست کرده بودم هم به باد فنا رفته🤡💔

و این خبر اصلیه 😂😐 تا یه مدت نمی تونم از رمان پارت بدم تا وقتی بتونم دوباره زندگیمو برگردونم🗿☝️
و البته کاور ها و عکس هام😌💔



پس فعلا خدافظی 🗿🎀🪄
دیدگاه ها (۴)

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۵

عروس مهتاب

Name:عشق و جداییPart:50ویو نویسندهزمانی که در اتاق رو باز کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط