کنون نهاده علی

کنون نهاده علی
سر به روی شانه‌ی در
و روی گونه‌ی او
خاطرات میلرزد..
دیدگاه ها (۲)

.ڪوهے فرو می ریختو ملتمسانه صدا میزد :یا فاطمھ س !ڪلمینے!انا...

کَلِّمینی..

امروز جمعه بود..برای ظهورش دعا کردی؟برای سلامتیش صلوات فرستا...

چند سالتون بود که فهمیدین دکمه ی بسته شدن در آسانسور و طبقه ...

جهان وسعت شانه های توستوقتی سر بر روی آن میگذارم...عشق جان.....

وقتی از چشم کسی بیفتی،مثل یک قطره اشک…دیگه فرقی نمیکنه کجا ب...

چفیه مشکی|سجاد فراهانی:شاید باورتون نشه ولی یه یارویی هست به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط