{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خرابات الست با جام عشق افسون شدم

در خرابات الست با جام عشق افسون شدم
تا شدم باخویشتن در عشق بی چون آمدم

در ره جان افشان شدم سر گشته و حیران شدم
چون در صف مستان شدم بی خود و بی چون آمدم
دیدگاه ها (۰)

جلوه حسن تو از پرده شرم و حیاست خال رخسار تو از حلقه ماتم پی...

بگذر از من در این شعرغریبم غریب کز غم او گشته‌ام با غم نصیبا...

در شب مهتاب دو قوی نورانی در برکه بی زمانمی روند

نور امید در دل ره می گشاید

من برای آن که چیزی از خود به تو بفهمانم،جزء چشم هایم چیزی ند...

تا در طریق عشق تو من جان فشان شدمبی جان شدم ولیک جهان در جها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط