{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر شهيد رجب علي آهني مي گويد:

مادر شهيد رجب علي آهني مي گويد:
هرگز او را تندخو نديدم، اما يك روز ديدم با عصبانيت وارد خانه شد. تعجب كردم. دست از شستن لباس كشيدم و به اتاق رفتم. ديدم مشغول خواندن قرآن شده. پرسيدم: «طوري شده مادر؟ خدا نكند كه تو را كج خلق ببينم.» بدون اينكه نگاهش را از روي قرآن بردارد، گفت: «چيزي نيست، اجازه بدهيد كمي قرآن بخوانم. مي ترسم الان حرفي بزنم كه به گناه ختم شود.» من هم از كنجكاوي دست برداشتم. بعد از مدتي كوتاه، خودش به سراغم آمد. علت ناراحتي اش را كه پرسيدم، گفت: «امروز چند تا معلم زن با يك وضعي آمدند مدرسه روستا براي شركت در جلسه امتحان.. به محض ورود، با مردان دست دادند. من هم از اينكه حريم خدا شكسته شد، خيلي ناراحت شدم».1
دیدگاه ها (۴)

هرگز تندخویی ازش ندیدم اما یه روز دیدم با عصبانیت وارد خونه...

#توبه و استغفار، صلوات و تلاوت قرآن و از حضرت رسول اکرم(صلى ...

اعمال ماه رجب را عشق است

شعری زیبا در مورد خدا ( ضرر نداره حتما بخوانید)#بخش۱ پیش از ...

پيش از اينها فکر مي کردم که خدا خانه اي دارد کنار ابرها مث...

ترجمه به فارسی خان ننه(مادر بزرگ) کجا ماندی؟الهی که دورت بگ...

پیش از اینها فکر می کردم که خدا خانه ای دارد کنار ابرهامثل ...

پیش از اینها فکر می‌کردم خدا . پیش از اینها فکر می‌کردم خد...

شرح دعای روز دوم ماه مبارک رمضان: اللَّهُمَّ قَرِّبْنِی فِیه...

پیش از اینها فکر می‌کردم خدا خانه ای دارد کنار ابرها مثل قص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط