سلام من واقعیتش احساس تنهایی زیادی میکنم و خواستم بگم که
سلام! من واقعیتش احساس تنهایی زیادی میکنم و خواستم بگم که امیدوارم شما اینطوری نباشین و خواستم یچیزی دیگه هم بگم، درباره وضعیت پیجه اگه میبینین که فعالیتی ندارم فقط بخاطر اینه که شما هیچ اهمیتی به نوشته هام نمیدین و رسماً دارین منو نادیده میگیرین خب این یکم درد اوره و کلاً دارین حسی که براش هزار بار میمردم و زنده میشدم رو از بین میبرین و میکشینش
حس نویسندگی:
حسی که توی وجودم سرشار از امید بود الان کاملا از بین رفته و دارم احساس خفگی میکنم حسی که خیلی یهویی خودشو بروز داد و تصمیم گرفتم که ساخته ی این حسمو با شما به اشتراک بزارم(فیک مافیای من)
شاید اولش زیاد ذوق و شوق داشتم ولی دارم کم کم از دستش میدم و امیدوارم که بقیه ی فیک و سناریو نویس ها مثل من نشن....
اگرم دیدین فعالیتی داشتم بدونین برای دل خودمه و از این به بعد سعی میکنم مثل خودتون نسبت بهتون بی تفاوت باشم و زیاد به هیشکی اعتماد نکنم و هرکسی رو دوست خودم نبینم واقعا بعضیاتون طوری رفتار میکنین که انگار من دارم جرم میکنم
بعضیاتون فکر میکنین که اگر باهاتون میگم و میخندم خیلی خوبم و هیچ مشکلی ندارم با وجود اینکه یک عالمه ببدختی دارم و یه درونگرای عوضی ام که نمیتونه احساساتشو با کسی درمیون بزاره و حتی اگه دوستاش هزار بارم ازش حالشو بپرسن میگه که خوبه🙃🙃
حس نویسندگی:
حسی که توی وجودم سرشار از امید بود الان کاملا از بین رفته و دارم احساس خفگی میکنم حسی که خیلی یهویی خودشو بروز داد و تصمیم گرفتم که ساخته ی این حسمو با شما به اشتراک بزارم(فیک مافیای من)
شاید اولش زیاد ذوق و شوق داشتم ولی دارم کم کم از دستش میدم و امیدوارم که بقیه ی فیک و سناریو نویس ها مثل من نشن....
اگرم دیدین فعالیتی داشتم بدونین برای دل خودمه و از این به بعد سعی میکنم مثل خودتون نسبت بهتون بی تفاوت باشم و زیاد به هیشکی اعتماد نکنم و هرکسی رو دوست خودم نبینم واقعا بعضیاتون طوری رفتار میکنین که انگار من دارم جرم میکنم
بعضیاتون فکر میکنین که اگر باهاتون میگم و میخندم خیلی خوبم و هیچ مشکلی ندارم با وجود اینکه یک عالمه ببدختی دارم و یه درونگرای عوضی ام که نمیتونه احساساتشو با کسی درمیون بزاره و حتی اگه دوستاش هزار بارم ازش حالشو بپرسن میگه که خوبه🙃🙃
- ۱۷.۷k
- ۲۲ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط