{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اعتراف می کنم که وقتی بچه بودم دوست داشتم خواهرم رو سر به

اعتراف می کنم که وقتی بچه بودم دوست داشتم خواهرم رو سر به نیست کنم رفتم تو بقالی گفتم مرگ موش می خام آقاهه هم می دونست من چه شیطونم بجاش آرد داد من هم بر داشتم وهمش کردم تو قابلمه سر سفره که نشسته بودیم گریم گرفت و همه غذام رو خوردم تا باهم بمیریم


بلههه یعنی من اینقدر شیطون بودم
دیدگاه ها (۲)

حالا شما چه قدی هستین؟!؟! من 175

:|

بفرمایید کامت بزاریندم در بده بفرمایین تو

من که عاشقش شدم رفت

**پارت ۱۴: آنچه پنهان مانده بود**سکوتی عجیب بعد از طوفانِ نب...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۱۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط