{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☆زیبا ترین رویا☆

☆زیبا ترین رویا☆
patt8
کوک:(خنده کوتاه) خانم کوچولو شما باید استراحت کنی
ا.ت:من کوچولو نیستمااا بهم میگی خانم کوچولو و دومیش اینه که من امروز میرم پیش دوستام شب دور همی هستیم و قراره یه هفته اونجا باشیم
کوک:اوووو که اینطور
وید کوک:
نمیدونم چرا وقتی ا.ت رو میبینم قلبم تند میزنه وقتی میبینمش خیلی ذوق میکنم دختر خوشگلیه من دختر به این خوشگلی ندیده بودم نکنه عاشقش شدم نه بابا چرا دارم چرت میگم اَه ولش
ا.ت:آااا خو راستش من فعلا کااار..دارم(هول)
لیا:خب دیگه راست میگه خب خدافص پسرااا(لبخند)
اعضا جز حونگکوک:خدافصصصصص
کوک:ا.ت مراقب پات باش اصلا...آههه یه لحضه وایسا
ا.ت:چیشده
کوک در حال اومدن به سمت ا.ت و براید استایل بغلش کرد
ا.ت:کوک...ولم...کننن
کوک:فقط یخاطر پات
رفتیم سمت ماشین که در رو باز کرد و منو نشوند تو صندلی جلویی و رفت سمت در عقبی در رو واسه لیا باز کرد لیا نشست تو صندلی عقبی و کوک خودش سوار ماشین شد و گفت
کوک:آدرس بده
ا.ت:کوککک خودم میتونستم برماااا وگرنه همه دارن ازمون فیلم میگیرن تو اینترنت پخش میکنن و مامانم پیاد منو از خونه بیرون میکنه دیگه بهم دست نزنی بهتره
کوک:ا.ت من فقط بخاطر خودت اینکار رو کردم وگرنه میگذاشتمت تو کوچه
ا.ت:هوفففف آدرسش🏘
و حرکت کرد رسیدیم جای مورد نظرمون پیاده شدیم و رفتیم پیش دوستامون...

ایناهاشش ببینین نزاشتم تو خمار بمونین🤗
دیدگاه ها (۴)

تازگیا میرم بسکتبالشما ورزش چی میرین

☆زیبا ترین رویا☆part9رفتیم خونه ی دوستامون سلام کردیم و رفتی...

خب خب خب سرط ها رو نرسوندین ولی من ۳ تا پارت میزارم عشقام💋

بفرست واسه اونی که دوسش داری

Part29

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط