{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و لحظه ی رسیدن

و لحظه ی رسیدن
عشق
در شقیقه هایم
در چشم هایم
در قلبم
در جانم
در میا‌‌ن دست هایم
فواره زد
و تو هنوز در آغوشم نبودی
سر به نیست باد تردید
که هر بار
در شقیقه هایت
در چشم هایت
در قلبت
در جانت
حتی میا‌‌ن دست‌هایت فوران می‌‌کند
تا تو در آغوشِ من نباشی
دیدگاه ها (۱)

عشقهمانقدر که بزرگم می‌‌کندو شادو امید وارهمانقدر هم تحقیرم ...

‎با غروب‌های غمگینی که دارم‎با آسمانِ نیمه ابری چشمانم‎با ای...

یک اتاقیک تختیک بغلیک نفرسهمِ ما از زندگی‌ تجردی ‌ست که ریش...

تو، شخصی ترین دارایی منیکه با وجودم در آمیخته ایو تبدیل به ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط