وقتی سرطان داشتی پارت
وقتی سرطان داشتی پارت1
سلام 👋
من پارک میونگم.
30 سالمه 10 ساله با جیهوپ ازدواج کردم. ی دختر ۱۰ ساله به اسم سنا داریم.
تو ی باشگاه هم مربی تکواندو ام.
امروز دکتر بودمی مدت حالمیجوریه تو مطب نشسته بودم که پرستار اومد بهم گفت:لطفا برید داخل دکتر کارتون دارند.
منم رفتم داخل در زدم
دکتر:بفرمایید
میونگ:سلام
دکتر:سلام.لطفا بنشینید.
نشستم
دکتر:ببیند خانم پارک من باید ی چیزی رو بهتون بگم.
میونگ:بفرمایید(با استرس)
دکتر:خانم پارک.شما سرطان دارید.
اینو که گفت از درون پاشیدم و گفتم:ی...ی..یعنی...چی؟؟
دکتر:شما سرطان گوش دارید.
یذره راجب درمانش حرف زد من خدافظی کردم و رله افتادم.
یادم افتاد سنا کلاس زبانه باید برم دنبالش.
رفتم دم گلاس زبانش تا منو دید از دوستاش خداحافظی کرد و اومدتو ماشین.
سنا:سلام مامان
میونگ:سلام.خولی؟
سنا:آره
تا خونه هیچ حرفی با هم نزدیم وقتی رسیدیم خونه ما لباسامونو عوض کردیم.
سنا رفت دستشویی که دیدم صدای جیغ میاد.
سلام 👋
من پارک میونگم.
30 سالمه 10 ساله با جیهوپ ازدواج کردم. ی دختر ۱۰ ساله به اسم سنا داریم.
تو ی باشگاه هم مربی تکواندو ام.
امروز دکتر بودمی مدت حالمیجوریه تو مطب نشسته بودم که پرستار اومد بهم گفت:لطفا برید داخل دکتر کارتون دارند.
منم رفتم داخل در زدم
دکتر:بفرمایید
میونگ:سلام
دکتر:سلام.لطفا بنشینید.
نشستم
دکتر:ببیند خانم پارک من باید ی چیزی رو بهتون بگم.
میونگ:بفرمایید(با استرس)
دکتر:خانم پارک.شما سرطان دارید.
اینو که گفت از درون پاشیدم و گفتم:ی...ی..یعنی...چی؟؟
دکتر:شما سرطان گوش دارید.
یذره راجب درمانش حرف زد من خدافظی کردم و رله افتادم.
یادم افتاد سنا کلاس زبانه باید برم دنبالش.
رفتم دم گلاس زبانش تا منو دید از دوستاش خداحافظی کرد و اومدتو ماشین.
سنا:سلام مامان
میونگ:سلام.خولی؟
سنا:آره
تا خونه هیچ حرفی با هم نزدیم وقتی رسیدیم خونه ما لباسامونو عوض کردیم.
سنا رفت دستشویی که دیدم صدای جیغ میاد.
- ۲.۴k
- ۱۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط