وقتی سرطان داشتی پارت

وقتی سرطان داشتی پارت3
سلام 👋
من,جانگ جیهوپم.
31 سالمه.
ی دختر 10 ساله به اسم سنا دارم.
امروز همسرم میونگ زنگ زد گفت پریود شده و همسرم میونگ میخواد بره بیرون.
منم تصمیم گرفتم از سرکار برگردم خونه.
راستی من تو ی ساعت فروشی که مال خودمه کار میکنم.
رفتم برای سنا کلییییییی خوراکی و نوار بهداشتی خریدم.
و اومدم خونه.
سنا:سلام بابایییییییی
جیهوپ:سلاااااام.
سنا پرید بغلم،منم چرخوندم و گفتم:خوشگل من بزرگ شدههه(با خوشحالی)
جیهوپ:بیا ببین برات چیا خریدممممم.
سنا:ههههههههه.اینا همش مال منه؟(با خوشحالی)
جیهوپ:بلهههه
سنا:مرسی بابا (پرید بغلش)
جیهوپ:خب میخوای فیلم ببینبم؟
سنا:آره
جیهوم:چی ببینیم؟؟
سنا:اووووومممم.چهار شگفت انگیز 4 تازه اومده.(بچه ها خیلیییی قشنگه بشینید از یکش ببینید)
جیهوپ:باشه.من برم لباسمو عوض کنم الان میام.
چندتا از خوراکی هارو باز ‌کردیم نشستیم دیدیم منم زیر دلشو ماساژ میدادم.

ویو میونگ:
خیلی استرس داشتم.
تصمیم گرفتم اصلا به جیهوپ چیزی نگم.
تو این فکر ها بودم که پرستار صدام کرد و رفتم داخل.

ویو سنا....
من واقعا خجالتم میومد گه بابام میدونه من پریودم تو این فکز ها بودم که گوشیم زنگ خورد دوستم ایزول بود.
سنا:الو؟
ایزول:سلام
سنا:سلام
ایزول:خدبی؟
سنا:آره خوبم تو خوبی؟
ایزول:آره من خوبم.سنا تو میتونی چیز هایی که خانم امروز تو کلاس زبان رو درس داد برامدبفرستی؟
سنا:آره.راستی چرا نیومده بودی.
ایزول:مریض شدم.
سنا:آخی.اشکال نداره من الان میفرستم
ایزول:مرسی قربونت خدافظ
سنا:خدافظ
رفتم تو اتاقم براش درس هارو فرستادم و دوباره برگشتم سر جام.
دیدگاه ها (۰)

وقتی سرطان داشتی پارت آخرجیهوپ،میونگ و سنا با هم دیکه رفتن ش...

وقتی سرطان داشتی پارت 5ویو جیهوپ.....میونگ‌رو بغل کرده بودم ...

وقتی سرطان داشتی پارت2من با نگرانی سمت دستشویی رفتم.در زدم و...

وقتی سرطان داشتی پارت1سلام 👋 من پارک میونگم.30 سالمه 10 ساله...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط