{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من چنین ام ، احمقم شاید

من چنین ام ، احمقم شاید

که می داند

که من باید

سنگ های زندان ام را به دوش کشم

به سان فرزند مریم که صلیبش را

و نه به سان شما

که دسته ی شلاق دژخیم تان را می تراشید

از استخوان های برادرتان

و رشته تازیانه جلادتان را می بافید

از گیسوان خواهرتان

و نگین به دسته ی شلاق خودکامگان می نشانید

از دندان های شکسته پدرتان !


/ سعید
دیدگاه ها (۲)

مرگ را پروای آن نیست به مثل چیدن گلکه به انگیزه ای اندیشدزن...

من اهل آنکجا آبادم راهم آن طرفتر پیداست آن سو که چشم از گرگ...

/ سعید

/ سعید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط