درخواستی
#درخواستی
#شاهزاده_خشن_من
خلاصه داستان: تهیونگ یه شاهزاده ایه که از پدر مادرش یه بیماری ای به ارث میبره که این بیماری اینطوریه که وقتی صبحه باید دارو و قرصاش رو بخوره و وقتی شبه مثل یه ادم مست میشه و رفتار میکنه...تا اینکه یه روز حالش خیلی بد میشه و دکترش میگه که باید ببرنش بیمارستان ولی خب چون تهيونگ میترسیده و راهشون هم خیلی دور بوده میرن یکی رو از توی بیمارستان میدزدن و میارن و اون کی بوده؟؟ ات خلاصه بهش میگن که باید تهیونگ رو خوب کنی یا میکشیمت و ات بیچاره هم اینقدر میترسه که قبول میکنه و وقتی تهیونگ رو معاينه میکنه میگه حالش خیلی بده و چندتا دارو میده که برن بگیرن براش ولی تهیونگ اینقد حالش بد بوده که قرصارو نمیخورده و مجبور میشه از طریق امپول دارو هارو بهش بزنه و نکته اینجلستاینکه تهیونگ از ات خوشش نمیاد و به عنوان دکتر قبولش نمیکنه و هر روز سر.......
این یک فیک و حالا حالا ها تموم نمیشه 💜💜
#شاهزاده_خشن_من
خلاصه داستان: تهیونگ یه شاهزاده ایه که از پدر مادرش یه بیماری ای به ارث میبره که این بیماری اینطوریه که وقتی صبحه باید دارو و قرصاش رو بخوره و وقتی شبه مثل یه ادم مست میشه و رفتار میکنه...تا اینکه یه روز حالش خیلی بد میشه و دکترش میگه که باید ببرنش بیمارستان ولی خب چون تهيونگ میترسیده و راهشون هم خیلی دور بوده میرن یکی رو از توی بیمارستان میدزدن و میارن و اون کی بوده؟؟ ات خلاصه بهش میگن که باید تهیونگ رو خوب کنی یا میکشیمت و ات بیچاره هم اینقدر میترسه که قبول میکنه و وقتی تهیونگ رو معاينه میکنه میگه حالش خیلی بده و چندتا دارو میده که برن بگیرن براش ولی تهیونگ اینقد حالش بد بوده که قرصارو نمیخورده و مجبور میشه از طریق امپول دارو هارو بهش بزنه و نکته اینجلستاینکه تهیونگ از ات خوشش نمیاد و به عنوان دکتر قبولش نمیکنه و هر روز سر.......
این یک فیک و حالا حالا ها تموم نمیشه 💜💜
- ۹.۸k
- ۰۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط