{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر دلم میخواست خدا تو را

چقدر دلم میخواست خدا تو را
به یک ماموریت اجباری میفرستاد
به خوابِ من...
آنوقت تو هم غرغرکنان میامدی
و من هم بیدار نشدم :)
که نشدم،
فدایِ سرت...

#سحر_رستگار
دیدگاه ها (۱)

به روزهای بازنشستگی ات می اندیشمموهایت سفید شده اندقدم هایت ...

منتمام پسرها ی سیکس پک دار پورشه سوار ابرو شکسته ی ته ریش دا...

به یاد روز های رفته می گریم که می دانم به پای من نمی مانی و ...

داتنگی جرم نیست یک بیماریستبا ما مهربان باشید😢 😢 😢 😢

دلم نیومد براتون نزارم پارت ۸شروع ویو ته برگشتم خونه رفتم تو...

فدای سرتاگه گاهی اونی که میخواستی نمیشه!اگه چرخ دنیا با چرخ ...

پارت ۱۲شروع :وید اتاز خواب بیدار شدم دستام بسته بود لباسام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط