{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#ژاوین•|💛🌱

#ژاوین•|💛🌱
سحرگاهان به قصد روزه داری// شدم بیدار از خواب و خماری

برایم سفره ای الوان گشودند// به آن هر لحظه چیزی را فزودند

برنج و مرغ و سوپ وآش رشته// سُس و استیک با نان برشته

خلاصه لقمه ای از هرچه دیدم// کمی از این کمی از آن چشیدم

پس از آن ماست را کردم سرازیر// درون معده ام با اندکی سیر

وختم حمله ام با یک دو آروغ// بشد اعلام بعداز خوردن دوغ

سپس یک چای دبش قند پهلو// به من دادند با یک دانه لیمو

خلاصه روزه را آغاز کردم// برای اهل خانه ناز کردم

برای اینکه یابم صبر و طاقت// نمود م صبح تا شب استراحت

دوپرس ِ کلّه پاچه با دو کوکا// کمی یخدر بهشت یک خورده حلوا

به افطاری برایم شد فراهم// زدم تو رگ کمی از زولبیا هم

وسی روزی به این منوال طی شد// نفهمیدم که کی آمد و کی شد

به زحمت صبح خود را شام کردم// به خود سازی ولی اقدام کردم

به شعبان من به وزن شصت بودم// به ماه روزه ده کیلو فزودم

اگرچه رد شدم در این عبادت// به خود سازی ولیکن کردم عادت

خدایا ای خدای مهر و ناهید// بده توش و توانی را به« جاوید»

که گیرد سالیان سال روزه// اگرچه او شود از دم رفوزه

 

#برف #صدا #موزیک #موسیقی #تسلیم #تسلیم_نشو #اختاپوس
#خون #بوی_خون #من_همیشه_بوی_خون_دوست_دارم
#وال #پاییز #والپیپر #عکس #پروفایل #عکس_پروفایل #فرکام #فرهنگ #فرکام_ولف #دانستنیها #ناب #پروفایل_دخترونه #پروفایل_خاص #خاص #پروفایل_پسرونه #رنگ #بنفش #سم
#قرمز #پاستیل #چشم #رویا #لنز #صورتی #نابی #آرایش #دوچشم #دندان #ومپایر #دیزاین #خون #خون_آشام #ارامش #بارش #رقص #باحال #بندری #امینم #وقتی #فکرکردن #آهنگ #موسیقی #نوستالژی #نوشته #ژاوین
#طنز
#کاریکاتور
#خنده
#فان
#جالب
#خاص
#جذاب
#نوشته_های_طنز
#اختاپوس
#با_نمک
#خندوانه
#زندگی_شیرین
#با_ما_همراه_باشید
دیدگاه ها (۹)

سحرگاهان به قصد روزه داری شدم بیدار از خواب و خماریبرایم سفر...

شعری طنزی به مناسبت رمضانسحرگاهان به قصد روزه داریشدم بیدار...

سحرگاهان به قصد روزه داری شدم بیدار از خواب و خماریبرایم سفر...

🌱‎می دانی من شب را بیشتر از روز دوست دارم، اگرچه با من قدری ...

باید از دست سیاست خون گریست*با امام این ظلم ها انصاف نیست/تا...

روش‌های مطالعه‌ی هر کسی مخصوص خود اوست و همه باید سعی کنند ر...

#بادیگارد_سرد_منپارت ¹⁴ویو لارا______سرد بودن بدون جواب دردِ...

نماز اول وقت و رضا شاه بربالین دوست بیماری عیادت رفته بودیم ...

داستان جالب مهندس و شیخ و شاه

(بخونید خیلی جالبه)بربالین دوست بیماری عیادت رفته بودیمپیرمر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط