{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشـــــب ای مــــاه! شدم غرقِ غم و تنهایی، باز مــــن ما

امشـــــب ای مــــاه! شدم غرقِ غم و تنهایی، باز مــــن ماندم و تـــــو، شعر و شب و شیدایی...!
دیدگاه ها (۱)

مرد فقیری از خدا سوال کرد : چرا من اینقدر فقیر هستم ...؟ خدا...

خیلــی دور هــم که بــروی نقطــه نمیشــوی ســه نقطــه میشــو...

مثل آن شیشه که در همهمه باد شکستناگهان باز دلم یاد تو افتاد ...

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی.. دل بی تو به جان آمد وقت اس...

🧷🫂... باز شب بی تو شدم غرقه ی غم وای دلمممممانده ام کنج اتاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط