{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان شاید در زندگی بعدی فصل دوم پارت نمی دونم چند

رمان شاید در زندگی بعدی فصل دوم پارت نمی دونم چند🗣
خب خب دیگه شب شدو ئناکا هم اومد سوتاکو خیلیییییییییییی خوب باهاش رفتار کرد ( چون باهم دوست صمیمی هستن)
بعد رفتن ی فیلم ببینن سوتاکو به شینا گینچی گفت بچه ها بردید خوراکی هارو بیارید بعد به ئناکا گفت نمیدونم از ظهر اینا چه شونه الان اگر ببینی حتا به هم نگاهم نمیکنن ئناکا گفت مگه ظهر چی شده ؟ سوتاکو گفت نمیدونم شینا رفت حمام بعد ی ساعت بعدش گینچی در حالی که داشت دماغش خون میومد سرخ شده بود رفت فروشگاه هر چی هم صداش کردم جواب نداد بعدشم شینا با لپای سرخ اومد دنبال گینچی
ئناکا گفت نمیدونم ن ...نکنه....
که یهو شینا گینچی اومدن بعد ئناکام دیگه ساکت شد شب که میخواستن بخوابن شینا گینچی یکم خجالت میکشیدن ( به خاطر اون موضوع که افتاد) ولی خوب دیگه اصلا با هم حرف نزدن خوابیدن صبح روز بعد شینا گینچی برای تولد یکی از بچه های مدرسه دعوت شدن و رفتن یکی از بچه ها گفت بیاید جرعت حقیقت بازی کنیم سابیتو ماکومو هم بودن بعد همین طوری یهو بچه منحرف مدرسه از گینچی افتاد از گینچی پرسید توی این جمع لخت کسی رو دیدی؟ گینچی گفت اینو جواب نمیدم خیلی شخصیه یارو هی پرسید پرسید تا سابیتو گفت نمیخواد جواب بده دیگه چی کارش داری؟ ولی یارو باز اصرار کرد تا گینچی زیر لبش گفت آره شینا (خیلی آروم گفت)
بعد دست شینا رو گرفت بعد رفتن کل بچه ها پشماشون ریخته بود ولی خب دیگه
و این گونه این پارت تمام میشود لیلیلیلیلیلی
ادامه دارد....
دیدگاه ها (۱۶)

بچه ها دوست منو دنبال کنید ارتاش خداست و این که منم خیلی حما...

بچه ها از اینجا به بعد رمان خاطرات زندگی در باره گیوعه به نظ...

بچه ها ببخشید پارت نمیدم گشاد- یعنی چیز فردا پارت میدم👍🦋💜

بچه ها شکار شدم 🤓☝

رمان شاید در زندگی بعدی فصل دوم پارت ششمشینا گینچی خوراکی بر...

رمان شاید در زندگی بعدی فصل دوم پارت نمی دونم چند 🗣وقتی گینچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط