{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند

سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین
قصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند

آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا
مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند

نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا
قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند
دیدگاه ها (۵)

تیر برقی «چوبیم» در انتهای روستا بی فروغم کرده سنگ بچه های ر...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی استببین مرگ مرا در خ...

دیگر مگو در سرنوشت ما هرگز بسان خط موازی چونان دو ریل خط قط...

نگاهم دزدانه کوچه را می نگرد...پنجره ميل تماشا دارد...!!دستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط