{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*سناریو*

*سناریو*

وقتی میفهمن دارن بابامیشن

نامجون: ات داری، راس میگی؟
ات: اره نامی ما قراره بچه دارشیم *ذوق*
نامجون: از شدت خوشحالی جیغ میزنه و میپره بالا که سرش میخوره به لوستر و لوستر از جاش کنده میشه ولی به چپشم نمیگیره و با یه قیافه مظلوم بغلت میکنه

جی هوپ: سانشاینم یعنی الان قراری یه سانشاین دیگه داشته باشیم....*ذوق*
ات: آره.... هوپی آره
جی هوپ: یسسسس.... خیلی دوست دارم ات *بلند و با ذوق بالا پایینم میپره*

شوگا: این دونفر باهم رفتن سونوگرافی و الان در آرامش باهم خوابیدن.... (منظورم اینه که شوگا میدونه)

جین: هوراااا قراره یه هندسامه دیگه داشته باشیم....* ات و محکم بغل میکنه*

جیمین: این دوتا وسط عملیاتن وهنوز بچه درست نشده...

تهیونگ: یونتانننن بیا که قراره مامانی برات یه داداش خشگل بیاره....
ات: حالا کی گفته پسره...
تهیونگ: من میگم
ات: شما دکتری؟...
تهیونگ: اگه من ساختمش میگم پسره....* پوزخند *


کوک:* ات برگه سونو گرافی رو میده دستش*  ات این چیه؟  مریض شدی؟
ات: نه خنگه خدا... واقعا نمیدونی این چیه؟
کوک: نه از کجا بدونم...
ات: عشقم تو داری بابا میشی... این برگه هم یعنی من باردارم....
کوک: و... واقعا.... ایولللل..... ات تو این نه ماه همه ی شبر موزامو میدم بهت.....* اینارو میگه و میره لب ات و خیلی کیوت میبوسه*


________________________

خب امیدوارم خوشتون اومده باشه....
دیدگاه ها (۱۰)

بگینننن.... هرچی بپرسید جواب میدم

حتما پخشش کنید

مرسی که حمایت میکنید... ♡

منیجر زیبای من☆پارت⑤ویو اتمثل هرروز آماده شدم تا به کمپانی ب...

وحشی پارت 21+۱۸از روی پاش بلند شدم تهیونگ: کجااات: همینقدر ک...

... ددیه حیرت انگیز من پارت ۶...

سناریو (درخواستی) وقتی هر دومون مافیاییم ( ما قوی تریم ) و ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط