{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند   سالی    در    فراق  کربلایت   مانده ام ،

چند   سالی    در    فراق  کربلایت   مانده ام ،
در   فراق گنبد و  صحن  و  سرایت   مانده ام...

بار   سنگین    گناهانم     بُوَد    بر    شانه ام ،
لطف تو بوده که در حال  و   هوایت  مانده ام...

این همه پیمان شکستنهای من  را   دیده ای ،
من فقط در حسرت لطف و سخایت مانده ام...

این همه   نا  مهربانی ها  تو از من   دیده ای ،
در   تعجب   ز آن  همه مهر و وفایت مانده ام...

جان  زهرا گوشه چشمی   بر  دل   زارم   نما ،
هر چه  هم بد باشم  اما   در عزایت مانده ام...

یا حسین ارباب ، من را هم   دگر   راهی   نما ،
من   به   عشق  مرقد  و  پایین پایت مانده ام...


****** ****** ****** ****** ******


"دائم دلم از این و از آن سیر میشود ،
دارد زمان رفتن من دیر میشود...
یک کربلا ببر که حسرت به دل شدم ،
دارد گدای مادرتان پیر میشود..."
دیدگاه ها (۵)

باید که تو را حضرت منان بنویسد, در حد قلم نیست که قرآن بنویس...

مردک پست که عمری نمک حیدر خورد, نعره زد بر سر مادر به غرورم ...

ناجی حس زیبای مرده شور برده ام . . . .نقش اول تمام شعر های غ...

این من هستم . . . .کسی که فقط میخواند . . . .جنس دست آدمها ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط