{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناجی حس زیبای مرده شور برده ام . . . .

ناجی حس زیبای مرده شور برده ام . . . .

نقش اول تمام شعر های غم باد گرفته ام . . . .

خواهشا و با عرض معذرت ،

گم شو ،

ازاین روزهای پاچه گیر سگ مصبم . . . .

ول کن این جگر سوخته را . . . .

پا بکش از چشمهای پینه بسته ام . . . .

استخوان در گلوی من ،

اعتراف می کنم ،

که من خرم . . . .

و با اینکه بارها گریسته ام بر زخمیه دستهای پدرم ،

شعری برایش اما هنوز نگفته ام . . . .

و احمقانه در بدر ،

هنوز بدنبال واژه ای ،

در پی تصویری ناب ،

برای سرودن از توام . . . .

شعری ناب تر بدهکار توام پــدر . . . .

به شرطی که این پتیاره ی مریض قرن ،

این کابوس شیرین آغوش مردانه ام ،

دست بردارد از سر دلم . . . .

این روزهـا به انـدازه ی حماقت تمـام مـردان عـاشـق ،

از عشـق خستــه ام . . . .
دیدگاه ها (۵)

چند   سالی    در    فراق  کربلایت   مانده ام ،در   فراق گنبد...

باید که تو را حضرت منان بنویسد, در حد قلم نیست که قرآن بنویس...

این من هستم . . . .کسی که فقط میخواند . . . .جنس دست آدمها ر...

به جا ن عزیزت وقتی از تو پرم نمی توانم از تو نگویم . . . .با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط