{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌼گیسوی شب🌼

🌼گیسوی شب🌼
# پارت پنجاه وچهار ...





آریا:
کارم که تموم شد راهی خونه شدم خیلی وقت بود میخواست شام برم خونه دوستن وحالا به اسرار زیادش جواب نه ندادم اول باید می رفتم خونه ولباسم رو عوض می کردم
به خونه که رسیدم کسی رو ندیدم توجه نکردم ورفتم اتاقم چون سرمایی بودم ومی ترسیدم سرما بخورم قید دوش گرفتن رو زدم ولی با این حال رفتم دست صورتمو شستم ویکم موهام رو مرطوب کردم که با حالت دهنده خوب نرم بشن برگشتم اتاقم واز کمد لباسم یه شلوار کتون مشکی وپیرهن سرمه ای درآوردم وپوشیدم موهام رو با حالت دهنده وسشوار نرم کردم وپالتوی مشکی ام رو برداشتم
- کجا بسلامتی
متعجب برگشتم پشت سرم رو نگاه کردم وبا اخم یاشار رو نگاه کردم
- تو می دونی حریم خصوصی یعنی چی ؟
یاشار ابروهاش رو بالا برد وگفت : نچ
- پس هیچی دیگه
یکم عطر زدم خیلی کم پیش میومد عطر استفاده کنم
یاشار اومد نزدیک وگفت : جایی میری آریا ؟
- آره خونه حامد
یاشار خندید وگفت : عه منم دعوت کرد ولی گفتم نمیام ...خوش بگذره
- مجبورم برم چند بار دعوتم کرده نرفتم
یاشار شیشه ای عطرم رو برداشت وبو کرد چشاش رو گیج کردوگفت : اووووف پسر محشره
- همون همیشگیه یاشار
یاشار یکم عطر زدوگفت : دوستانه است یا خانوادگی
- نمی دونم گفت خیلی از بچه ها رو دعوت کرده
یاشار لبخندی زدوگفت : می دونی که باهاشون حال نمی کنم من گفتم نمیام
- منم زود برمی گردم
یاشار : ok دکتر من برم پیش خانم جون کارم داشت
- ببینم کسی اینجا نیس
یاشار نگاهم کردوگفت : چرا هستن ولی اونجان
به سقف اشاره کرد متعجب نگاش کردم خندید وگفت : پیش گیسو طلان فعلا
از اتاق رفت بیرون منم آماده ای رفتن شدم ورفتم تو سالن گلین نشسته بود پشت میز غذا خوری وداشت سالاد درست می کرد با دیدنم گفت : خوبی
- خوبم ...گیسو چطوره
نگاهم کردوگفت : بد نیس امروز بردنش دکتر
نگاش کردم چرا چونه اش می لرزید
- چیزی شده
سرشو تکون داد وگفت : نه
دیگه چیزی نپرسیدم واز خونه اومدم بیرون هوا ابری بود طبق معمول صدای موسیقی ملایم تو ماشین وگرمای بخاری باعث شد خمیازه بکشم .این منو یاد امروز انداخت که چقدر خسته شده بودم
دیدگاه ها (۱)

🌼گیسوی شب🌼# پارت پنجاه وپنج ...آریا : سر راه یه باکس مربعی گ...

🌼گیسوی شب🌼# پارت پنجاه وشیش...آریا:خندم گرفته بود لبخندی زدم...

🌼گیسوی شب🌼# پارت پنجاه وسه ...گیسو: یه کامپوت دست مامان بود ...

🌼گیسوی شب🌼# پارت پنجاه ودو ...آریا : به گیسو شک کردم واین رف...

سناریو ران و ریندو پارت 2

پارت سوم

مافیای من.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط