میخواستم حرف بزنم که
میخواستم حرف بزنم که
جیمین : رفتار دخترا خیلی عجیب نشوده بود
کوک : چرا لیا خیلی عجیب بود انگار ترسیده بود
نامی : حالا اینا رو ولش کنین کوک
کوک : بله
نامی : میخوای با ازدواج چیکار کنی
کوک : باور کن نمیدونم
جین : حالا ازدواج رو بیخیال طبق حرفایی که شما میزنید پس حتما میگه توی یه خونه زندگی کنین
کوک : هیچی از بابابزرگمون بعید نیست
جین : چجوری با این مرد بیستو هشت سال زندگی کردی
کوک : به سختی
جین : عجیب ترین چیزش اینه که تا الان کارتون به بیمارستان نکشیده
کوک : برای خودمم سواله
جیهوپ : خب آلان چیکار کنیم ؟!
کوک : به نظرت زنگ بزنم لیا ببینم اونا چی کار میکنن
اعضا : آره
گوشی رو از جیبم در اودر و شماره ی لیا رو گرفتم که بعد از چند تا بوق برداشت
لیا : الو ؟!
کوک : سلام
لیا : سلام چیزی شده؟
کوک : نه چیزی نشده فقط ما حوصلمون سر رفته شما چیکار میکنین
لیا : ما هم هیچی این خانوما خیلی یهویی دلشون خواست با اسلحه کار کنن منم دارم میبرمشون سمت انبار
لایک و کامنت یادت نره ❤️🩹🫂🧷
جیمین : رفتار دخترا خیلی عجیب نشوده بود
کوک : چرا لیا خیلی عجیب بود انگار ترسیده بود
نامی : حالا اینا رو ولش کنین کوک
کوک : بله
نامی : میخوای با ازدواج چیکار کنی
کوک : باور کن نمیدونم
جین : حالا ازدواج رو بیخیال طبق حرفایی که شما میزنید پس حتما میگه توی یه خونه زندگی کنین
کوک : هیچی از بابابزرگمون بعید نیست
جین : چجوری با این مرد بیستو هشت سال زندگی کردی
کوک : به سختی
جین : عجیب ترین چیزش اینه که تا الان کارتون به بیمارستان نکشیده
کوک : برای خودمم سواله
جیهوپ : خب آلان چیکار کنیم ؟!
کوک : به نظرت زنگ بزنم لیا ببینم اونا چی کار میکنن
اعضا : آره
گوشی رو از جیبم در اودر و شماره ی لیا رو گرفتم که بعد از چند تا بوق برداشت
لیا : الو ؟!
کوک : سلام
لیا : سلام چیزی شده؟
کوک : نه چیزی نشده فقط ما حوصلمون سر رفته شما چیکار میکنین
لیا : ما هم هیچی این خانوما خیلی یهویی دلشون خواست با اسلحه کار کنن منم دارم میبرمشون سمت انبار
لایک و کامنت یادت نره ❤️🩹🫂🧷
- ۱۷۲
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط