وقتی میگویی مرد من,,,
وقتی میگویی مرد من,,,
دیوانه میشوم...
وقتی به شانه هایم تکیه میکنی,,,
اوج میگیرم...
وقتی میگویی امید منی...
جان میگیریم..
حرف هایت حرف کمی نیست...
من در وجودم,میلرزم..لرزش از اینکه,باید تمام خودم را مهیا کنم,تا بسازم برایت فردا و فرداها را,تا مبادا وجود گرم تو بلرزد,,,باید مرد تمام دقایق تو باشم,,شانه هایم برایت کوه باشد...
نفسم تمام وجودم نثار تو...
دیوانه میشوم...
وقتی به شانه هایم تکیه میکنی,,,
اوج میگیرم...
وقتی میگویی امید منی...
جان میگیریم..
حرف هایت حرف کمی نیست...
من در وجودم,میلرزم..لرزش از اینکه,باید تمام خودم را مهیا کنم,تا بسازم برایت فردا و فرداها را,تا مبادا وجود گرم تو بلرزد,,,باید مرد تمام دقایق تو باشم,,شانه هایم برایت کوه باشد...
نفسم تمام وجودم نثار تو...
- ۱.۹k
- ۲۰ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط