پارت

پارت13
ارباب من
ا.ت ویو
بم وقتی نزدیک شد و قیافه من رو دید اروم شد و اومد بغلم

(بچه ها این چند روز ا.ت با بم بازی میکردن و بم ا.ت رو دوست داشته )

♡بم چرا رفتی بغلش حمله کن بهش
☆(خنده)
♡چرا میخندی(حرصی)

☆اخه الان واقع پی بردم سگی چوت زبوت سگ حالیت میشه
♡(با عصبانیت رفت)

☆هههه فک میکنه میبازم (نیشخند)
و بعدش رفتم به بقیه کارام برسم
پرش زمانی به دوروز بعد

ا.ت این روزا جینا همش اذیتم میکنه و میندازه گردن من مثلا امروز رفت سر پله ها

و اومد پایین و مثلا افتاد و شروع کرد به زار زن که ارباب اومد

و جینا گفت من اندختمش و ارباب منو تا میتونست زد و دیروز هم 3 بار انروز هم

اخر هفته بود یعنی همه خدمتکارا مرخص بودن

منم یه لباس خوشگل و یه ارایش خوشگل کردم و رفتم بار و چیزی رو دیدم که نباید میدیدم اون .....

پایان پارت 13
دیدگاه ها (۲۳)

پارت 14ارباب منا.ت ویوچیزی رو دیدم که نباید میدیدماون حینا ب...

من وقتی با بابام میرم کره😂

بچه ها هرکسی میخواد ادامه فیک رو بخونه تو کامنتا بگید که پار...

پارت 12 ارباب منکوک ویو منم فهمیدم چی شده بهش گفتم اشکال ندا...

پارت 15 رفتم داخل عمارت و رفتم بالا نمیدونم چرا این دختر برا...

❣پارت ششم❣ویو جونگکوک: نمیدونم چراوقتی گفت چیزی دیگه ای نمیخ...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط