فصل دو چرا من

فصل دو ( چرا من؟)

پارت ۴🗿🎀


ات: وایسا وایسا الان ...میخوای پیش من بخوابییییی؟؟؟؟

ته: اره دیگه مگه چیه

ات: خ..خوب ...( سرخ شد)

ته: باشه باشه فهمیدم خجالت میکشی😌

ات: نه...یعنی ....تازه الان دوست پسرم شدی ( برای یه لحظه چشمای ته برق زد) ولی ....هنوز یکم ارت خ..خجالت می..میکشم

ته: نیاز نیست خجالت بکشی

تهیونگ ات رو از پشت بغل کرد و خوابید

فردا صبح: ساعت ۹:۳۰


ات: جیغغغغغغغ

ته: وای ات عزیزم چی شده چرا جیغ میکشی ؟؟!!

ات: وای ...وای ...وای ..عا ب..بخشید کابوس دیدم.....واییییی یه لحظه قلبم اومد تو دهنم واییی

ته : اشکالی نداره اروم باش میرم یه لیوان اب برات بیارم

ته وقتی در رو باز کرد که بره
نامجون و جیمین و دید که بیدار شده بودن

نامی : چی؟ ته...تو ...تو داخل اتاق ات چیکار ...میکنی...

جیمین: وایسا ببینم نکنه دیشب کاری کردینننننن

تهیونگ: عهههه نهههه ات کابوس دید داد زد من رفتم ببینم چی شده همینننننن

نامی : با یه نگاه مشکوک ته رو نگاه کرد و رفت جیمین هم همراهش رفت

بچه ها پایان خوش میخواین یا عین سریال ترکی درهمش کنم؟؟
دیدگاه ها (۰)

این گل برای تویی که لایک میکنی🎀

باشه؟

اختلاف من و اون دوست صمیمیم🛐

بچه ها یه چیز بگم؟...برام نت شبانه ساعت ۲ تا ۷ صبح باز شده😃....

فصل دو ( چرا من؟)پارت دوم🎀🗿ویو ات: بعد از تولد خانم رز رفتیم...

فصل دو ( چرا من؟)پارت پنج🍓🗿ویو ات: تهیونگ رفت برام یه لیوان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط